|
بلند آن سر که در پای تو باشد
|
سپاس گذارتونم
بابت همدلی هاتون ، ممنون تونم
کاش .. او هم میآمد
پ.ن1 : از سکوت گرامی و افسون معزز ، و همچنین مدیر محترم وبلاگ کلاغ آسمانی ممنونم که با گذاشتن یک پست جداگانه برای سالروز تولد من مهر و مهربانی رو به کمال رسوندن
پ.ن2 : امروز همراه اول هم با یک SMS برام پیام تبریک فرستاد
ادامۀ فی البداهه ها ..

کاش ميشـد با شمــــا يک دم نشست
طرفی از رنج و غــــــم دنيــا نبست
کاش ميشد روزو شب از غـم نگفت
کاشکی هرگـز نبود اينهـا کـه هست

گمــان مبــر که اگــر دوری از ديده
کسی حضورتورا از خيال من چیده
تمـــام روزو شبـــم ياد ، ياد شماست
هنوز هـم دل تنگــــم زغــم نتـرسيده

رفت از بهار انـدی و ، يـادم نميکند
جان و دلم کجــاست که شادم نميکند
با ادعاش که هر لحظـه ياد من است
اورا چه شد که گوش به دادم نميکند

بشکنی ای روزگار ، که شکستم دادی
تو چه کردی در جام ، و به دستم دادی
می خــون رنـگِ به عشق آلــــــوده..؟
در چـه جـامی به دلِ باده پرستــم دادی

و اما اينبار
پراكنده های من
**
دلم پر است ز شبهـــا و روزهای تکراری
و اين تنفس تلــــخ هميشــــه اجبــــاری
گاهی وصال و گهی هجر در کمال وصال
چــه چـــرخهــا که نــزد روزگــار پـرگـاری
**
از مدرسه ی عشق چو پروانه گرفتم
تشويق شـدم ، يک دل ديوانه گرفتم
يک جرعـــه زلبهــاي تو بس بود مــرا
فــرياد که صـد باده ی مستانه گرفتم
**
**
به تو از دل نگفتن کم غمی نيست
که در عالــم بجز تو محرمی نيست
ميــان سجــده هايــم حـائل افتـاد؟
که ديگر بهر دردم مرهمی نيست؟
**
ايکاش کنار هم ، برای هم ميمانديم
از دفتـــر عشـق بيشتـــر ميخوانديم
ايکــاش کــه تـا سـواره می تازانديم
با اسب مــــراد خوبتــــر می رانديم
پ.ن : با تشكر از بهمن برادر عزيزم كه تو زمينه ی كامپيوتر پشتيبان هميشه گی منه
هرچنــــد سن بهمن از من كمتره اما هميشــه بسيـــار بزرگوارانه عمــل ميكنه